ادبیات داستانی

چکیده

این مقاله بر آن است تا خوانندگان را با تقسیم‌بندی‌ها و انواع داستان و رمان و مکاتب داستان‌نویسی ایران آشنا کند، به خصوص انواعی که کمتر شناخته شده است و شاید نام برخی از آنها به گوش خواننده‌ی عادی نخورده باشد. هم‌چنین بحث جامعه‌شناسی ادبیات داستانی که بحث نسبتاً جدیدی است به صورت خلاصه برای آشنایی خوانندگان محترم مطرح می‌شود.

واژه‌های کلیدی: ادبیات داستانی، داستان، رمان، تقسیم‌بندی، سبک‌های ادبی، انواع رمان و داستان، جامعه‌شناسی ادبیات داستانی، مکاتب ادبی

از همان روزی که مادران برای تفهیم مقاصد تربیتی و آموزه‌های اخلاقی به فرزندان خود، اقدام به تعریف کردن قصه‌ها و حکایت‌ها و حتی آوردن ضرب المثل‌ها کردند و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها با تکرار چندین و چندباره‌ی مثل‌ها و قصه‌های جمع‌آوری شده در سینه‌های خود محفل‌ها را گرمی بخشیدند یا آن زمانی که نقالان قصه‌های پهلوانی را برای مردم کوچه و بازار می‌خواندند ادبیات داستانی شکل گرفت. زیرا آن دسته از آثار ادبی را که ماهیت داستانی و تخیلی دارند ادبیات داستانی می‌گوییم. اگرچه بعدها قصه از داستان جدا شد و بعدتر شکل مدرن تر و پیشرفته‌ی آن در قالب زمان به وجود آمد اما خاستگاه آن را که همانا قصه‌های ساده‌ی گذشته بوده است نباید از یاد برد.

بیشتر منتقدین و نظریه پردازان تفاوت داستان و قصه را در وجود یا عدم وجود هسته (یا طرح و پیرنگ) یعنی همان رابطه علّی و معلولی در حوادث آن می‌دانند۱ و برخی نویسندگان نیز این تفاوت را در بیان وجه تمایز داستان و رمان به کار می‌برند. این تفاوت مربوط به ساختار قصه و داستان است و تفاوت‌های دیگری از دیدگاه هدف، عناصر تشکیل دهنده، حجم و … نیز می‌توان برای قصه و داستان و رمان ذکر کرد.

در جوامع سنتی قصه و به طور کلی به جز تفریح و التذاد ادبی و هنری هدف‌های دیگری از جمله اهداف تربیتی، اخلاقی، دینی و … را نیز دنبال می‌کرده است اما امروزه هم‌چنان که هنر رسالتی جز خلق زیبایی ندارد داستان و به خصوص رمان نیز اهداف تربیتی و اخلاقی و … را دنبال نمی‌کند. برخی از منتقدین معاصر نه تنها این اهداف بلکه تحصیل‌های روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه از یک متن داستانی را نیز رد می‌کنند.۲ اما با وجود این برخی دیگر از دانشمندان و نظریه پردازان آنچنان به نقش‌ها و کارکردهای اجتماعی رمان توجه کرده اند که امروزه شاخه‌ای از جامعه‌شناسی به جامعه‌شناسی ادبیات داستانی اختصاص یافته و جایگاه تازه ای در میان دانش‌های علوم انسانی یافته است که به علت اهمیت این بحث در بخش پایانی مقاله جداگانه به آن پرداخته خواهد شد. اما پیش از آن سابقه‌ی قصه و داستان و رمان در ایران و انواع جهانی داستان و رمان به طور خلاصه مورد بحث قرار می‌گیرد.

اولین قصه متعلق به کدام کشور است؟ پاسخ این سؤال روشن نیست اما اولین قصه‌ای که باقی مانده است همان حماسه‌ی ایلیاد قصه اسب چوبی یونانیان است.

در کشور ما که در زمینه‌‌ی قصه سابقه‌ای پربار و درخشان دارد کم‌تر به جمع‌آوری و بررسی قصه‌ها پرداخته شده است و برخی محققین غربی نیز که اقدام به جمع‌آوری قصه‌های ایرانی کرده‌اند بیشتر بر جنبه‌ی زبان‌شناسانه‌ی آن تأکید نموده و به بررسی خود آن قصه‌ها کم‌تر پرداخته اند.

در بررسی ارقام آماری خاستگاه قصه‌ها در ایران استان اصفهان (با ۱۲ درصد) بیشترین سهم را از آن خود کرده است. ۳ این داستان امروز نیز یکی از قطب‌های برجسته‌ی داستان و رمان ایرانی است.

هم‌چنین از میان موضوعات و مضامین قصه‌ها که بسیار گسترده و متنوع است (از قبیل نارنج و ترنج، سنگ صبور، روباه در سفر زیارت، گرگ و بزغاله‌ها، انگشتر سحرانگیز و حیوانات مددکار، ماه پیشانی و …) بیشترین سهم ازآن قصه‌های نارنج و ترنج است۴ که خانم سیمین دانشور در داستان جزیره‌ی سرگردانی خود اشاره‌ای به این قصه دارد.

به جز قصه‌های عامیانه داستان‌هایی از قبیل سندبادنامه، طوطی نامه و سمک عیار، یا داستان‌های شاهنامه (مانند داستان زال و رودابه یا رستم و اسفندیار و …) نیز به صورت مکتوب و بیشتر در میان طبقات درس خوانده و یا طبقه‌ی حاکم رواج داشته است تا قرن سیزدهم هجری که اولین رمان ایرانی یعنی «تهران مخوف» از مشفق کاظمی به سبک جدید نوشته شد و نویسندگانی چون جمال زاده، هدایت و آل احمد مسیر داستان‌های ایرانی را تغییر داده و با داستان‌هایی چون «فارسی شکر است» و رمان‌هایی چون «بوف کور» باب تازه‌ای در ادبیات داستانی ایران گشودند.

چنان که پیش از این ذکر شد جز تقسیم ادبیات داستانی به سه نوع قصه، داستان و رمان تقسیم بندی‌های دیگری نیز می‌توان برای داستان قائل شد که یکی از دیدگاه حجم داستان و به شکل زیر است:

  1. داستان‌های کوتاهِ کوتاه (یا داستان‌های مینی مالیستی)short short story
  2. داستان‌های کوتاه short story
  3. داستان‌های بلند long story
  4. رمان novel

از لحاظ تقدم و تأخر تاریخی نیز داستان را این گونه می‌توان تقسیم بندی کرد:

  1. داستان سنتی
  2. داستان مدرن
  3. داستان پست مدرن

و از دیدگاه حوادث داستان دو نوع داستان را می‌توان نام برد:

  1. داستان موقعیت
  2. داستان شخصیت

هم چنین از دیدگاه مکاتب ادبی نیز می‌توان ویژگی‌های یکی از سبک‌های کلاسی سیم‌ارمانتی‌سیم، رئالیسم و … یا ترکیبی از دو سبک (مثل رمان‌های دو ساحتی) را در داستان‌ها یافت.

اکنون ضمن بیان عنوان‌ها و شیوه‌هایی که داستان‌ها و رمان‌های برجسته‌ای در سطح جهانی دارند به معرفی کوتاه برخی از آنها که کم‌تر شناخته شده است پرداخته می‌شود:

داستان‌های کلاسیک: رمانتیک، پست مدرن (پست مدرن آغازین، پشت مدرن متأخر)، رئالیستی، رئالیسم جادویی، ناتورالیستی، سورئالیستی، جریان سیال ذهن، رمان نوفرانسه، داستان‌های مینی مالیستی، سمبلیک یا نمادین، رمزی (یا مثالی)، تمثیلی، پلیسی (داستان‌های پلیسی معمولی، جنایی و رمان سیاه)، فمینیستی (زن گرایانه) و زنانه نویسی، گوتیک، اقلیمی، شاعرانه، فراداستان (اولزامدرن) و …

در واقع می‌توان گفت مکتب رئالیسم آخرین و مهم ترین مکتب ادبی دنیاست و سایر مکاتب برای تکمیل آن ایجاد شده یا از زیرشاخه‌های آن محسوب می‌شوند. برخی از زیرشاخه‌های رئالیسم، رئالیسم روستایی، رئالیسم کارگری، رئالیسم انتقادی، و رئالیسم جاودیی است. رئالیسم جادویی از جهاتی با سورئالیسم جادویی خود نوعی از دااستان‌های پست مدرن است یکی از منتقدان معاصر می‌گوید: «اگر بگوییم رئالیسم جادویی عمده ترین گرایش بین المللی در ادبیات داستان معاصر به شمار می‌رود گزافه نگفته ایم۵» معروف ترین اثر در زمینه‌ی رئالیسم جادویی رمان «صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز می‌باشد.

برخی از نظریه‌پردازان داستان‌های سورئالیستی را نیز ترکیبی از داستان‌های رمانتیک و داستان‌های نمادین می‌دانند زیرا پیروان رمانتیسم به بیگانگی انسان با جهان خارج معتقد بودند و دنیای درون انسان را واقعی‌ترین حقیقت می‌دانستند، نمادگرایان نیز مانند رمانتیک‌ها به آزادی مطلق اندیشه و احساس اعتقاد داشتند و داستان‌های سورئالیستی ترکیب و محصول افراطی این دو خصوصیت یعنی بیگانگی انسان با جهان و آزادی مطلق اندیشه است. (رمان بوف کور مصداق ترکیب جهان واقعی با دنیای خیال و وهم است.)

داستان‌های تمثیلی و نمادین مرز بسیار دقیق و حساسی دارند که گاهی تشخیص این مرز مشکل است، به خصوص در داستان‌های امروزی داستان‌های تمثیلی آن‌چنان به داستان‌های نمادین نزدیک شده اند که تشخیص آنها از یکدیگر به دشواری ممکن است. (مثل بوف کور هدایت که در عین تمثیلی بودن نمادین نیز هست.)

در داستان‌های تمثیلی یک متن تمثیلی هست که بدون اطلاع از آن نمی‌توانیم داستان را دریابیم ولی داستان نمادین را بدون اطلاع از نمادها نیز می‌توان خواند و به لایه‌های سطحی آن پی برد. داستان‌های رمزی نیز نوعی از داستان‌های نمادین است که در ادبیات ما در آثار عطار و سهره‌وردی یافت می‌شود. برخی معتقدند امروزه نمی‌توان داستان‌های رمزی نوشت چون فضایی خاصی که لازمۀ نوشتن آن است امروزه وجود ندارد. در زمینه‌ی داستان‌های تمثیلی نیز داستان‌های کلیله و دمنه و هزار و یکشب و‌… را در ادبیات کهن و داستان قلعه‌ی حیوانات را در ادبیات معاصر داریم.

خاستگاه داستان‌های مینی مالیستی اگر چه کشور آلمان (۱۹۵۰) است۶ اما در آثار ادبی گذشته‌ی ما نیز می‌توان نمونه‌ای از آن را با حذف برخی عناصر داستان‌ها یافت. (مثل برخی ابیات مثنوی مولانا)

داستان‌های گوتیک داستان‌هایی هستند که عنصر اصلی آنها ترس و وحشت است و نویسندگان ایرانی کمتر به نوشتن این گونه داستان‌ها علاقه نشان داده اند.

داستان‌های شاعرانه، داستان‌های پیچیده‌ای هستند که دریافت مبهم و عمیقی به خواننده می‌دهند، دریافتی که بیش‌تر با خواندن شعر دست می‌دهد.

فراداستان (اولترامدرن) شاخه ای از ادبیات پست مدرن است که ساختار تو در تو یعنی داستان در داستان دارد. برخی آن را نشانۀ مرگ ادبیات (به علت از بین رفتن واقع‌نمایی داستان) و برخی برعکس، آن را نشانۀ تجدید حیات ادبی دانسته‌اند. فراداستان با داستان‌هایی چون «هزار و یک شب» که ساختار تو در تو دارند تفاوت دارد. (یکی از تفاوت‌های آن سلطه طلبی و اقتدار نویسنده‌ی داستان سنتی از جمله «هزار و یک شب» و بی‌طرفی و عدم اقتدار نویسندۀ فراداستان است.)

رمان نوفرانسه در تقابل با رمان‌های سنتی و کلاسیک ایجاد شده و عناصر داستانی و ساختار رمان کلاسیک را کاملاً در هم می‌شکند. ساختار رمان نوفرانسه به ساختار سینمایی نزدیک است و چون نویسندگان آن بیشتر فیلم ساز هستند از تکنیک‌های سینمایی بیشتر استفاده کرده اند.

داستان‌های اقلیمی داستان‌هایی هستند که مکان و بستر حوادث در آنها جفرافیای بومی مشخصی است که عموماً رنگ و لعاب غیر مرکزی و غیر شهری دارد.

داستان نویسی امروز ایران را در هفت مکتب (منطقه‌ی جفرافیایی) می‌توان خلاصه کرد:

  1. مکتب آذربایجان (با داستان نویسانی چون رضا براهنی، غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی و …)
  2. مکتب اصفهان (با داستان نویسانی محمد رحیم اخوت، هوشنگ گلشیری، محمد کلباسی و …)
  3. مکتب خراسان (با داستان نویسانی ابراهیم مدرسی، محمود دولت آبادی و اصغر الهی، غزاله علی زاده و …)
  4. مکتب غرب (کرمانشاه و کردستان) (محمدباقر میرزا خسروی، علی شیرازپوردشین، پرتو، علی محمد افغانی، علی اشرف درویشیان و …)
  5. مکتب جنوب (استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان، و فارس) (احمد محمود، احمد آقایی، نسیم خاکسار، ناصر تقوایی و …)
  6. مکتب شمال (استان‌های مازندران، گیلان و گلستان) (محمود اعتمادزاده رم به آذین، نادر ابراهیمی، ابراهیم رهبر، مجید دانش آراسته و …)
  7. مکتب مرکز (تهران) (هدایت، بزرگ علوی، آل احمد، جمال میرصادقی، اسماعیل فصیح و …)

جامعه شناسی رمان

بر خلاف مکتب پارناس و معتقدان به آن که هنر و از جمله رمان را از تنها جنبه‌ی هنری و زیبا بودن آن بررسی می‌کنند و هیچ گونه فایده‌ی دیگری بر آن متصور نیستند، رمان به طور کلی هنر دارای جنبه‌های اجتماعی است و تأثیر آن بر جامعه و متأثر شدن آن از مسایل اجتماعی روزگار خود را نمی‌توان نادیده گرفت. حتی منزوی‌ترین نویسنگان که هیچ گونه آمیختگی با جامعۀ خود نداشته و با واقعیت گرایی و واقع نگاری به شدت مخالف بوده‌اند به صورت ناخودآگاه اطلاعاتی از جامعه‌ی زمان خود به خوانندگان داده‌اند. در واقع تأثیر و تأثرات رمان جامعه بر یکدیگر را می‌توان دو نوع دانست:

  1. تأثیر آگاهانه که نویسنده خود می‌کوشد با نوشتن داستان و رمانی جامعه و روزگار خود را به تصویر بکشد و از روی داده‌های آن اطلاعاتی به خواننده بدهد.
  2. تأثیر ناخودآگاه که نویسنده قصد ارائۀ اطلاعاتی دربارۀ جامعه یا تحلیل تحولات اجتماعی از طریق رمانی را ندارد و حتی مخالف با چنین نوشته‌هایی است ولی ناخودآگاه از خلال حوادث داستانی می‌توان به برخی مسایل اجتماعی روزگار وی دست یافت.

هر چند برخی نویسندگان نیز بوده اند که کوشیده اند در رمان‌ها و داستان‌های خود حوادث را وارونه جلوه دهند و جامۀ استبدادی و پر از نابسامانی روزگار خود را جامعه ای آزاد و بسامان توصیف کنند اما حتی این گونه نویسندگان نیز در برخی موارد ناخودآگاه مسایلی را در آثار خود آورده‌اند که از خلال آن و نیز از طریق خواندن آثار نویسندگان دیگر می‌توان به واقعیت‌ها دست یافت.

البته منظور از تحلیل جامعه‌شناسانه‌ی رمان این نیست که نویسندگان به طور مستقیم از جامعۀ روزگار خود سخن گفته اند شاید عده‌ای از نویسندگان در برهه‌ای از زمان چنین داستان‌هایی نوشته باشند (مانند شعر و داستان‌های مربوط به انقلاب مشروطه یا انقلاب اسلامی) اما توجه صرف به این مسأله از زیبایی اثر ادبی می‌کاهد و آن را در حد یک اثر تاریخ مصرف دار می‌کاهد. «رمان در برگیرنده‌ی چندین فرایند متمایز است که هر کدام رابطه‌های ویژه‌ی مطالعۀ بررسی انسانی و علم بشری هستند.»

شکل‌های داستانی تاریخچه‌ی ویژه خود را دارند، اما نمی‌توان آنها را از دیدگاه تاریخ تفسیر نمود، بلکه باید از دیدگاه جامعه تعریف شوند، … اثر یک نویسنده، بیان واقعیتی است که قبلاً در ذهن او دارای معنی و شکل بوده است و وی آن را با شیوه‌هایی بیان نموده است که بعضی را از اسلا خود و بعضی را از پدیده ایی بر این اساس که واقعاً مشاهده نموده به دست آورده است.»

سه نظریه در مورد جامعه شناسی رمان وجود دارد:

  1. رمان محصول عوامل اجتماعی و زاده‌ی جامعه‌ای است که نویسنده در آن می‌زیسته است.
  2. رمان یک هنر مستقل است و نویسنده بدون درنظر گرفتن اجتماع خود به نوشتن آن می‌پردازد.
  3. از طریق بررسی رمان ما می‌توانیم به چیزهایی که در جامعه وجود نداشته است پی ببریم مثلاً رمان‌هایی که دربارۀ آزادی نوشته شده است می‌توان به این نکته پی برد که در آن جوامع آزادی وجود نداشته است.

در زمینۀ جامعه شناسی ادبیات رمان کتاب‌هایی نوشته شده است که مهم ترین آنها در زمینۀ جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی رمان تحقیقات و تألیفاتی صورت گرفته است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

در اروپا:

  1. جامعه شناسی ادبیات ß روبر اسکارپیت ß ترجمه‌ی دکتر مرتضی کتبی
  2. روی کرد انتقادی در جامعه شناسی ادبیات ß لئو لونتال
  3. جامعه شناسی ادبیات داستانی (رمان و واقعیت احتماعی)  میشل زرافا ß ترجمۀ نسرین پروینی

در ایران:

  1. جامعه شناسی در ادبیات فارسی ß دکتر فریدون وحیدا
  2. جامعه شناسی در ادبیات فارسی ß دکتر هدایت الله ستوده
  3. تأملاتی در جامعه شناسی ادبیات ß مسعود کوثری
  4. جامعه شناسی ادبیات فارسی (از آغاز تا سال ۱۳۵۷) ß دکتر محمد پارسانسب

بنیانگذار جامعه شناسی ادبیات گئورگ لوکاچ است. میشل زرافا نیز از نخستین کسانی است که نظریات مقتدرانه‌ای در این زمینه ارائه داده و آثار بالزاک کافکا، مکتب،اب‌گری‌یه و … را از منظر جامعه شناسی بررسی کرده است. وی وجه فردی و اجتماعی رمان و ارتباط این دو جنبه را مورد توجه قرار داده است. زرافا معتقد است که جامعه شناسی رمان باید بتواند تاریخ جامعه را نه در ادبیات، که از طریق ادبیات، در معرض دید خواننده بگذارد. بر این اساس او وزنه‌ی با ارزشی را در مقابل استدلال خرده‌گیران مارکسیست نهاده است، بدین معنی که در غرب – در هتل لوکس پوچی – زمان جهتی را در پیش گرفته است که هم غیر قابل اجتناب و هم دارای اعتبار است.۸»

میشل زرافا جامعه‌ی مربوط به دنیای رمان را همان طبقه‌ی متوسط می‌داند و معتقد است رشد طبقه‌ی متوسط رمان نویسان را دیگر تصور جامعه و نقد و توصیف آن می‌کند. او آثار کافکا (مثل مسخ و محاکمه) و آثار بالزاک (کمدی انسانی و …) نیز مارسل پروست (در جستجوی زمان از دست رفته) و آثار جیمز جویس و فلوبر با دید انتقادی و اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد و می‌گوید: «شخصیت‌های بالزاک خود را عضوی از اعضای جامعه قلمداد می‌کنند، در حالی که شخصیت‌های فلوبر مایل اند چنان زندگی کنند که گویی از ازل تنها بوده اند یا حتی گویی جامعه صرفاً بهای آن که آنها را قادر به شناخت آرزوهایشان کند، وجود دارد.»

او پروست، جویس و فاکتر را محکوم به شکست می‌داند چون شخصیت‌های داستان‌های آنها باید دچار مرگی غیر فیزیکی شوند یا بلاتکلیف رها گردند چون نویسندۀ آنها از حل ستیز میان در زندگی و معنای آن عاجز مانده است.

به هر حال روی کرد اجتماعی در آثار داستانی پدیده ای غیر قابل اجتناب است و اگرچه همه‌ی خوانندگان داستان و رمان نتوانستند نظراتی دقیق و عملی چون نظرات لوکاچ، زرافا و دیگر نظریه پردازان این رشته ارائه دهند به نتایجی کلی و نسبی در زمینه‌ی نقد اجتماعی رمان دست یابند.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که جامعه شناسان تنها مربوط به دانش جامعه شناسی یا ادبیات نیست بلکه به علت بررسی و تحلیل تأثیرات متقابل اثر ادبی و جامعه بر یکدیگر یک دانش میان رشته ای (رشتۀ ادبیات و جامعه شناسی) محسوب می‌شود.

نتیجه

با بررسی ریشه‌های ادبیات داستانی و شاخه‌های آن از معنی قصه، داستان و رمان می‌توان به گنجینه‌ی با ارزش و غنای کم نظیر این شاخه‌ی ادبی در گذشته پی برد و نقاط ضعف برخی از شاخه‌های آن (مانند رمان) و یا نیز نقاط قوت آن در برخی شاخه‌ها (داستان کوتاه) را بررسی کرد. یکی از علت‌های ضعف رمان در کشور ما کمبود مطالعه در برخی نویسندگان معاصر و نداشتن دیدگاه‌های عمیق فلسفی و نیز پایین بودن سطح سلیقه‌ی خوانندگان و در نتیجه ارائه‌ی آثار ضعیف می‌باشد.

هم چنین آشنایی با انواع نقد از جمله نقد جامعه شناسی رمان و داستان می‌تواند راه گشای نویسندگان (در رفع نقاط ضعف آنان) و خوانندگان (برای انتخاب آثار برتر و خواندن آنها) باشد.

پی نوشت‌ها:

  1. جنبه‌های رمان، فورستر، ترجمۀ ابراهیم یونسی ص ۹۲
  2. منتقدینی چون الیوت، پوند، ریچاردز معتقدند در بررسی شعر و آثار ادبی نباید به حقایق زندگی نویسندگان آن توجه کنند یا به دنبال تأثیر احوال شخصی یا متقضیات اجتماعی در تکوین یک اثر ادبی باشند. و تئوفیل گوتیه در این زمینه می‌گوید: «فایده‌ی هنر چیست؟ زیبا بودن… هر چیز وقتی که مفید شد دیگر نمی‌تواند زیبا باشد زیرا وارد زندگی روزمره می‌شود.»
  3. طبقه بندی قصه‌های ایرانی، اولریش مارزلف، ترجمه‌ی کیکاووس جهانداری، ص ۷
  4. همان کتاب، ص ۳۵ و ۳۷
  5. مجلۀ «کتاب شهرزاد»، ش ۵، ص ۱۰۰
  6. کوتاه ترین داستان‌های کوتاه کوتاهِ جهان، استیو ماس، ترجمۀ اسدالله امرایی
  7. در بیان تعریف انواع رمان و داستان‌ها از صحبت‌های شفاهی جناب آقای حسین ورجانی در طول یک سال که از کلاس‌های داستان شناسی ایشان بهره گرفته‌ام و یا از مجلات «کتاب شهرزاد» (۳ و ۴ و ۵) از ایشان استفاده کرده ام.
  8. جامعه شناسی ادبیات داستانی، میشل زرافا، ترجمۀ نسرین پروینی، ص ۸
  9. همان کتاب، ص
  10. جامعه شناسی ادبیات فارسی، دکتر محمد پارسانسب، مقدمه، ص ۱

منابع:

  1. جنبه‌های رمان، فورستر، مترجم: ابراهیم یونسی
  2. طبقه بندی قصه‌های ایرانی، اولریش مارزلف، مترجم: کیکاووس جهانداری.
  3. جامعه شناسی ادبیبات داستانی، میشل زرافا، مترجم: نسرین پروینی
  4. جامعه شناسی ادبیات فارسی، دکترمحمد پارسانسب
  5. الفبای داستان نویسی، محمدجواد جزینی
  6. شیوه‌های نقد ادبی، دیوید دیچز، ترجمۀ دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر امیر صدقیانی
  7. ادبیات فارسی ۱، بخش نقد ادبی
  8. مجلۀ «کتاب شهرزاد» ش ۳، ۴، ۵
  9. بیانات کلاس داستان نویسی استاد حسین ورجانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>