در امتداد جاده پایین شهر

با کفش وصله دار رسید از راه، از امتداد جادە پایین شهر 

از رد پای گمشده اش پیداست، دلشورە پیادە پایین شهر 
با آن که رنج کارگری سخت است، 

با آن که داغ بی پدری سخت است 

از هر چه تیرآهن پولادین، 

محکم تر است ارادە پایین شهر 
وقت ناهار نان و پنیری خورد، 

از بغض های خود دل سیری خورد 

در سفره نان خشک فقط مانده، چون سفره های سادە پایین شهر 
بعد از نماز دست دعا برداشت، 

تنها به یاد مادر بیمارش 

از دسترنج کارگری می کرد، 

نذر امامزادە پایین شهر 
تنگ غروب خسته تر از دیروز، 

چون آفتاب یخ زده راهی شد 

با رد پای گمشده اش می رفت، 

در امتداد جادە پایین شهر
#علی_اصغر_شیری

#شراب_الدین
@sharabedinshiri

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>