قصه های عامیانه،ادبیات فولکلور

افسانه های فولکلور ایران

فولکلور یا فرهنگ عامه عبارت است از علمی که به بررسی آداب ، رسوم ، داستان های عامه ،چیستان ها ، ضزب المثل ها، موسیقی ، تصنیف های مردم یک ناحیه می پردازد. داستان ها و افسانه های عامیانه نقشی بسیار پر رنگ در فولکلور هر ناحیه ای دارند و معمولا یک داستان یا افسانه با اندکی تغییرات در نواحی گوناگون روایت می شود . بسیاری از کودکان دهه ۴۰ و ۵۰ خاطره ای خوش از قصه گویی های مادر بزرگ ها و مادران خود دارند. دوره ای که تلویزیون چندان فراگیر نبود و در جاهایی هم که به آن دسترسی داشتند زمان محدودی در طول روز به برنامه های کودک اختصاص داده می شد. ما کودکان آن دوره اکنون بزرگ شده ایم و صاحب فرزند و دنیا هم بسیار دگرگون شده است . کودکان امروزی دسترسی آسان و گسترده ای به انواع رسانه های دیداری و شنیداری دارند. شخصیت های داستان های کارتونی اکنون ذهن و فکر کودکان ما را تسخیر کرده اند. نمی خواهم بگویم این بد است یا خوب . واقعیت این است که اصلا اهمیتی ندارد که ما چه قضاوتی داریم . چون دنیای رسانه  کار خود را می کند بی آنکه کاری به نگرانی ما داشته باشد. ولی می شود از دید دیگری نیز به آن نگریست . با توجه به سابقه درخشان ایرانیان در ادبیات جهان آیا ما هم می توانیم سخنی در خور توجه کودکان امروزین عرضه کنیم؟ آیا شخصیت های داستان های ما هم می توانند جایی در میان قهرمانان دنیای کودکان داشته باشند. ادبیات فولکلور ایران پر بار و ریشه ای به ژرفای تاریخ بخش بزرگی از تمدن های بشری دارد. ولی متاسفانه شیوه نقل و بیان این فولکور ( رسانه ) قرن ها ست که دست نخورده مانده است . بررسی و گردآوری فولکلور ایران را خاورشناسان که کارشان بیشتر جنبه پزوهشی داشته آغاز کردند و پس از آنان پژوهندگان ایرانی چون کسروی و صادق هدایت با شیوه ای علمی به  این رشته پرداختند. دکتر پرویز ناتل خانلری سر دبیر مجله سخن در دهه ۲۰ را می توان آغاز گر جنبش همگانی در راه جمع آوری فولکلور نواحی ایران دانست . در شماره های سوم تا ششم دوره دوم انتشار این مجله ( اسفند ۱۳۲۳ تا خرداد ۱۳۲۴ ) مجموعه مقالاتی از صادق هدایت درج شد که شیوه علمی مطالعه و جمع آوری فولکلور نواحی را به پژوهندگان می آموخت و آموزگاران ، دانش آموزان و همه علاقه مندان را به گردآوری فولکور ناحیه ای که در آن زندگی می کنند تشویق می کرد. پس از این بود که کوشش و جنبشی بزرگ در راه گردآوری فولکلور ایران به همت همه ی علاقه مندان آغاز شد .

 ضمن گرامیداشت همت و کوشش ده ها تن از مردان و زنان این سرزمین که سال های بسیاری از عمر خود را در نشریات ، برنامه های رادیویی و بنیاد های ناسودبر صرف پژوهش در فولکلور ایران کرده اند ؛ در این نوشتار کوتاه فهرست وار به کوشش  پژوهندگانی می پردازم که حاصل کارشان کتاب های ارشمندی شده که سالهاست آذین بخش کتابخانه دوستداران فرهنگ عامه، نوجوانان و جوانان است. علاقه مندان به جزییات و ماجراهای بسیار این کوشش ها می توانند به جلد سوم کتاب ارزشمند ” از نیما تا روزگا ما ” نوشته یحی آرین پور مراجعه کنند.

حسین کوهی کرمانی

کتاب چهارده افسانه تاریخ چاپ ۱۳۱۴ ،افسانه های شیرین و دلپسند روستایی که از ده نشینان و شبانان حدود کرمان و کاشان و اصفهان شنیده بود.

صادق هدایت

اوسانه و نیرنگستان چاپ ۱۳۱۰ و ۱۳۱۲ .

فضل الله صبحی

روز چهارشنبه چهارم اردیبهشت ماه سال ١۳١٩ش، ساعت شش بعد از ظهر، دستگاه پخش صدای تهران (رادیو ایران) گشایش یافت و روز جمعه ششم اردیبهشت ماه، صبحی مهتدی، “پدر بچه ها”، نخستین سلام خود را خطاب به فرزندان خویش فرستاد و نخستین قصه اش را به نام “عمو ماندگار” از رادیو ایراد کرد. ایشان ضمن قصه گویی کوششی را آغاز کرد برای گردآوری افسانه های محلی ایران که نتیجه آن کتاب معروف افسانه ها بود. این مجموعه در دو جلد طی سال های ۱۳۲۳ و ۱۳۲۵ چاپ شدند .

جلد یکم افسانه ها شامل داستان های گل خندان، نمدی، بُزی، راه و بی راه، خیر و شر، مرغ سعادت، سعد و سعید، گل زرد، نخدو، جستیک نخودی، نخودی و دیو، گوسفندی، رمال باشی، خاله قورباغه، خاله گردن دراز، سکینه آوردی و جلد دوم شامل نمکی، ملی، نمکک، ملک خسرو، ماه پیشانی، کره دریایی، گاو پیشانی سفید، نارنج و ترنج، نارنج، شاه و وزیر، چل گیس، چل گره مو، کچلک، بوعلی، قاطر و آفتابه، سنگ صبور، مرد سه زنه بودند . این دو مجموعه را بسیاری از نهاد های علمی و پژوهشی سراسر دنیا در آن زمان ستودند.

سپس صبحی دو دفتر دیگر به نام افسانه های کهن از کهنه ترین و اصیل ترین افسانه های نغز فارسی را که به قول خود “از سینه ها بیرون کشیده و بر کاغذ آورده بود” با روایات مختلف فراهم آورد و جلد نخست آن را در مهر ماه سال ١۳٢٨ش و جلد دوم را با مقدمه ای از یان ریپکا خاور شناس چک، در سال ١۳۳١ش چاپ کرد.

جلد نخست افسانه های کهن بیست داستان یکی بود یکی نبود، دویدم و دویدم، یز زنگوله پا، گرگ و هفت بزغاله، بلبل سرگشته، خاله سوسکه، کک به تنور، خروسک پریشان، کلاغ لج باز، غوزه، گنجشک، دم دوز، پیره زن، کدو قلقله زن، کدو، شیر شکر، روباه و لک لک، شیخ روباه، زور، گنجشک دنبک زن و جلد دوم هجده داستان روباه پیر، پوپک، روباه سیاه پوش، شغال، روباه و خروس، سگ پیشنماز، کلاغ و روباه، لج باز، عروس و مادرشوهر، پیله ور، شاه زاده و مار، ملک ابراهیم، شغال بی دم، پیره زن و شغال، دیوانگان، عروس و مادر شوهر خل، دختر قاضی، گرگ خون خوار و روباه، افسون کار بودند و در نوروز ۱۳۳۰ نیز افسانه دژ هوش ربا را منتشر کرد.

کتاب “افسانه ی دژ  هوش ربا” که از داستان های باستانی ایران بود، جلب توجه زیاد کرد. دانشمندان جهان آن را پسندیدند و اتحادیه ی کتاب خانه های امریکا آن را جزو کتاب های با ارزشی که در کشورهای مختلف جهان برای کودکان نوشته شده است انتخاب کرد و در شهر بالتیمور و سپس در واشنگتن به معرض نمایش گذاشت. صبحی این افسانه را در میان قصه هایی که از گوشه و کنار کشور برایش فرستاده بودند یافت و با مطالعه ی آن دریافت که این داستان همان است که آن را جلال الدین محمد بلخی در دفتر ششم مثنوی آورده ولی به پایان نرسانده است.

 امیر قلی امینی

امینی ابتدا به گردآوری امثال و داستان های امثال پرداخت و چون کارهایش مورد تشویق و استقبال واقع شد، از همان هنگام به فکر گردآوری قصه ها و افسانه های محلی افتاد.کتاب “سی افسانه” به گفته ی مولف، مجموعه ی کوچک و مختصری از افسانه های زیادی است که وی به زبان محلی اصفهان و بختیاری گردآوری کرده، ولی چون چاپ خانه های اصفهان مجهز به حروف اعراب دار نبوده اند، ناگزیر شده که افسانه های مزبور را که پیش از آن به زبان محلی مردم اصفهان نوشته شده بوده به لفظ قلم برگرداند تا چاپ آسان شود.

 آنچه در این نوشتار بسیار کوتاه آمد فشرده ای بود از روایت استاد یحی آرین پور از بخش افسانه های فولکلور ایران . از اینرو، فولکلور ایران معدنی از الماس است که باید با دقت و ظرافت از آن بهره برداری کرد به دیگر سخن باید آنرا با زبان و شیوه امروزی در غالب رسانه سرگرمی به جهانیان عرضه کرد

اگر شیخ الرییس درمیان ما می بود…به بهانه زادروز این سینا

‍ ⭕️ اگر شیخ الرییس در میان ما بود!🔻

🖊سهند ایرانمهر

امروز روز بزرگداشت ابن سینا ست، عارضم که امروزه همه تو این مملکت از ابن سینا تعریف میکنن چون اون زنده نیست(!) زنده نبودن مفاخر علمی از فاکتورهای اصلی بزرگداشت این حضرات در این مملکته وگرنه اگر یکی مثل بوعلی الان زنده بود، رحیم پور ازغدی تو سخنرانی هاش اونو متهم می کرد به ترویج رسوبات فلسفه غربی و علوم انسانی وارداتی ، کامران نجف زاده یا یکی از همکاراش با اون لهجه و آهنگ خاصش تو بیست و سی می گفت:”اخیرا یه استاد دانشگاه به اسم ب.س،  زاده ازبکستان و با ریشه افغان نظریه ای داده به اسم :”انسان معلق” یا (bird man) که تحت تاثیر یه فیلم هالیوودیه و حالا باید از مسئولین غفلت زده پرسید به نظرتون چرا دانشنامه دانشگاه تنسی با بزرگنمایی این آدم معلوم الحال اونو موثرترین فیلسوف پیشا مدرن نامیده ؟”. روزنامه کیهان هم پرونده فساد جنسی این مرد ۵۰ واندی ساله مجرد که در شهوت افراط می کرده و مشکوک به همجنسگرایی هم هست و بخاطر افراط در سکس قولنج شده رو در ستون “پیدا و پنهان “می آورد و در سطر آخر می نوشت:

” نامبرده برای حل مشکل دست کم ده بار تنقیه کرده که بر اثر این عامل روده اش نیز زخم برداشته و بر اثر همان مرده است”.مدیرمسئول جریده فخیمه مذکور هم، مثل غزالی که کتاب “دانشنامه علایی” رو کپی کرد  و به اسم :”مقاصد فلاسفه” مقدمه “تهافت الفلاسفه” کرد تا ابن سینا و مابقی رو بکوبه، یه کتاب می نوشت در رد ابن سینا و مدارک “مایکل لیدن “رو در مورد نقش ابن سینا در ترویج اباحه گری و ماتریالیسم فاش و اعلام می کرد که اسم رمز :”شیخ الرییس” تو اسناد سیا، کروبی نیست بلکم ابن سیناست و خود فلان فلان شده اش سرمنشاء فتنه است و بیراه نیست که اول اسم “جرج ساتن” که در کتاب تاریخ علم از ابن سینا تعریف میکنه با اول اسم جرج سوروس، یکیه. دانشگاه محل تدریس ابن سینا هم احتمالا یه همچین چیزی رو درحکم اخراجش می زد:
باسمه تعالی

آنچه ملت ها را می سازد دانشگاه سالم است

جناب آقای حسین بن عبدالله مشهور به  ابن سینا 

بدینوسیله جنابعالی به دلیل بیان سخنان الحادی نظیر اینکه”عالم را قدیم” دانسته اید و منکر آفرینش و حادث بودن آن شده اید و نیز ایراد شبهه در اینکه :”خداوند لایتغیر چگونه بر علوم ناظر بر امور متغیر احاطه دارد” یا اینکه “حتا خدا نیز نمی تواند ۲ بعلاوه ۲ را پنج کند”، فاقد صلاحیت می باشید بالاخص اینکه در نمط چهارم اشارات و تنبیهات سخنان سخیفی را در مورد عشق فرموده اید که در تقابل با طرح تفکیک جنسیتی است بدیهی است قضاوت در مورد برخی سخنان شما در باب معجزه ، قیامت و یکسانی قوانین زیستی میان انسان(اشرف مخلوقات) و موجوداتی مثل موش(که حکیم بابصیرت ابن رشد هم بر ناصواب بودن آن تاکید داشته اند) برعهده علمای اعلام است، مع الوصف از این تاریخ حق ورود به دانشگاه را ندارید.

و السلام علی من اتبع الهدی
گفتم “تبع الهدی” یاد یه بزرگواری افتادم که اگه ابن سینا  هم عصر این بزرگوار بود و موقع سفر از زادگاهش افشانه بخارا (ازبکستان کنونی و ایران بزرگ قرن ۵) سری به ملک ایشون در جنوب ترکمنستان می زد یحتمل بابت اینکه مثل فارابی از پدیدآورندگان نخستین پایه‌های هارمونی در موسیقی بوده‌ و در کتاب “ضاله” شفا فصلی داشته به نام ” جوامع علم الموسیقی” احتمالا  همه این تئوری سازی های لهو و لعبش رو حقته مشارالیه میکردن و اونوقت لابد یکی از نمایندگان فول آدرنالین و شجاع فراکسیون امید مجلس هم می رفت پشت تریبون که :”خدایا همه مارو شفا بده” و ما ملت هم دستک زنان کلی می ذوقیدیم که یکی تستسترون به خرج داد و منظورش از “شفا” ابن سینا بود و مراد،  اعتراض به اماله آثار علمی به ماتحت شیخ الرییس بوعلی سینا!

اینها همه در صورتی بود که شیخ الرییس در این زمانه و زنده بود اما چون نیست اجمالا فخر جهان اسلام و مایه مباهات ایران زمینه ، چنانکه اگر این روزها در چهره پوستری که از ابن سینا می سازن دقت کنید کاملا از وجنات معلومه که برخلاف آثار و زندگی اش، تو این پوسترها شبیه اون بچه هیاتی های ناب و نورانیه که اگه برید ترمینال جنوب شمار قابل توجهی شون رو می بینید!

سهند ایرانمهر

#طنز #ابن_سینا

telegram.me/sahandiranmehr

نقش نشریات فکاهی و کاریکاتوریست‌ها در انقلاب مشروطه

در دوره مظفرالدین‌شاه، شاهد یک رشته فعالیت‌های فرهنگی نظیر تشکیل انجمن معارف، تأسیس مدارس نوین و ایجاد روزنامه با ابتکار شخصی در تهران و دیگر شهرها هستیم. در همین دوره، در مورد ورود برخی روزنامه‌های فارسی ـ که خارج از ایران منتشر می‌شدند ـ میزانی از تساهل رعایت می‌شد. در همین شرایط است که طنز به صورت نوشته و تصویر (کاریکاتور) به جامعه ایران راه یافت.۱ Continue reading

به بهانۀ سالروز درگذشت شهریار

داستان آشنایی سایه (هوشنگ ابتهاج) با شهریار برگرفته از کتاب پیرپرنیان پوش
قصۀ آشنایی سایه (هوشنگ ابتهاج) با شهریار
هوشنگ ابتهاج (سایه) اولین بار سال ۲۶ یا ۲۷ در کوچه‌ی فلاح در منزل شهریار او را می‌بیند با دکتر محمد امین ریاحی. شهریار در را باز می‌کند و سایه می‌گوید: مهمان نخوانده می‌پذیری؟ و شهریار بعدها می‌گوید: سایه جان، این جمله مال اهرمن بوده و می‌خندد: (منظور شهریار شعر هذیان دل است که نوعی مناظره میان اهرمن و عارف است و ابتهاج که تمامی شعرهای شهریار را از بر داشته مصراعی را که از زبان اهرمن است در دیدار با شهریار می‌گوید: مهمان نخوانده می‌پذیری؟ Continue reading

جوان‌مرگی در نثرِ معاصرِ فارسی

امشب می‌خواهم گزارشی بدهم ازنثرِ معاصر و این‌که چه بوده است، پس از این و یا هم‌اکنون‌اش. با من نیست، تکلیف‌اش را تک تکِ شما، زنده‌بودن‌تان تعیین خواهد کرد و نیز همه‌ی آدم‌هایی که دارند می‌نویسند و خواهند نوشت، چشم من و شما به دست آنان نیز هست تا بنویسند و حتماً بهتر از هدایت، آل‌احمد، به‌آذین، دانشور و ساعدی، ضمناً می‌خواهم بگویم که چرا خود‌کشی کردند یا چرا قد نکشیدند. پس اول گزارشی می‌دهم تند و سریع از گذشته، بعد می‌رسم به زندگان، آن‌ها که این‌جا هستند و در میان شما که ناچارم کوتاه بیایم، و حتی به ذکر اسامی بسنده کنم تا مگر در جای دیگر و به مناسبتِ دیگر از میان‌شان دست‌چینی بکنم و آن‌ها را که داستان‌نویس نمی‌دانم حذف کنم و بگویم که چرا، و بر آثار باارزشِ بعضی‌ها انگشت بگذارم. اما مقصودم از جوان‌مرگی، مرگ – به هر علت که باشد – قبل از چهل سالگی است و کم‌تر، جه شاعر یا نویسنده زنده باشند یا مرده، یعنی ممکن است نویسنده یا شاعر هم‌چنان زنده بمانند اما دیگر از خلق و ابداع در آن‌ها خبری نباشد. Continue reading

ادبیات داستانی

چکیده

این مقاله بر آن است تا خوانندگان را با تقسیم‌بندی‌ها و انواع داستان و رمان و مکاتب داستان‌نویسی ایران آشنا کند، به خصوص انواعی که کمتر شناخته شده است و شاید نام برخی از آنها به گوش خواننده‌ی عادی نخورده باشد. هم‌چنین بحث جامعه‌شناسی ادبیات داستانی که بحث نسبتاً جدیدی است به صورت خلاصه برای آشنایی خوانندگان محترم مطرح می‌شود. Continue reading

نگاهی به کتاب پیر پرنیان‌اندیش از میلاد عظیمی و عاطفه طیّه

     چاپ نخست این کتاب ارزشمند در سال ۱۳۹۰ و در دو جلد عرضه شده است. موضوع اصلی کتاب معرفی هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه و مصاحبه‌های متعدد نویسندگان کتاب در مدتی نزدیک به ۲سال با اوست اما در واقع نمایی کلی از فرهنگ و ادب موسیقی کشورمان را در طول ۶۰سال یعنی از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۸۵ به خوانندگان ارائه می‌دهد و از آن جا که «سایه» از معدود کسانی است که در این مدت طولانی همیشه با ادبیات و موسیقی همراه و همگام و خود در بطن آن بوده است بهترین و شاید تنها منبع جامعی است که نه‌تنها ما را با خود این شاعر بلکه با شاعران هم‌دورۀ وی و به طور کلی شعر و ادبیات معاصر آشنا می‌کند. خواندن این کتاب به همۀ فرهنگ‌دوستان به ویژه دست‌اندرکاران فرهنگ و ادب و معلمان گرامی زبان و ادبیات فارسی توصیه می‌شود.

Continue reading

نگاهی به تحولات زبان

     بر خلاف دستور نویسان سنتی که واحد زبان را کلمه می‌دانستند و طبق آن، اجزاء کلام را به ۸ یا ۶ یا… دسته تقسیم می‌کردند، واحد اصلی و واقعی زبان جمله است زیرا خلاقیت زبان با جمله‌های نامحدودی که در آن نهفته است آشکار و شکوفا می‌شود.

     اولویت دادن به کلمه به عنوان واحد اصلی زبان و در نتیجه تقسیم آن به اجزای  پنج‌گانه تحت تأثیر نظریات دستورنویسان غربی است «که مقولات لاتین را جهانی و کامل می‌دانستند» و آغاز آن با تقسیم‌بندی «دیونی سیوس تراکس» است که در حدود صد سال پیش از میلاد کلمه را به هشت قسم تقسیم کرده است. و لذا در دستورهای سنتی زبان انگلیسی نیز کلمه به هشت قسم تقسیم می‌شود که شش جزء آن عیناً در تقسیم‌بندی تراکس یافت می‌شود. در دستور زبان سنتی، نیز که سایه‌ی دستور زبان‌های اروپایی و دستور زبان عربی را بر خود دارد کلمه به اجزایی از قبیل اسم و فعل و… تقسیم شده است. (برگرفته از کتاب محمدرضا باطنی نگاهی تازه به دستور زبان) Continue reading