نقدی بر کتب زبان فارسی دورۀ متوسطه

     ضمن اذعان به تلاش‌ها و زحمات نویسندگان کتاب زبان فارسی دورۀ متوسطه و عرضۀ خوب و بهینۀ مطالب، برخی ایرادها و اشکالات در این کتاب‌ها دیده می‌شود که به طور مختصر در ادامه ذکر می‌شود.

  1. یکی از این ایرادها استفاده از نمونه‌های سرراست و بی‌ابهام و گریزی رندانه از نمونه‌های مبهم (که گاهی بیشتر از نمونه‌های عادی و بسیار مورد سوال دانش‌آموزان) در ارائۀ مطالب مختلف می‌باشد. به عنوان مثال در زمینه حذف اشاره‌ای به نوع قرینۀ حذف فعل (لفظی یا معنوی) در جمله‌هایی که نهاد متفاوت دارند، نشده است؛ مانند:
    • هم ما در مسابقه شرکت کردیم هم آن‌ها (شرکت کردند)
  2. در بحث فعل مرکب، نکته‌ای که برای تشخیص آن از فعل‌های ساده گذرا به مفعول ذکر شده اینست که اگر فعل «کردن» به معنی انجام دادن باشد گذرا به مفعول و واژۀ پیش از آن مفعول است:
    او دربارۀ علاقۀ مردم به ادبیات تحقیق کرد. (کرد در معنای انجام داد و تحقیق مفعول است.)
  3. در ادامۀ نمونه‌هایی که برای زمان‌های ماضی مستمر و مضارع مستمر ارائه شده است تنها به مثال‌هایی که فعل کمکی و اصلی در کنار هم و بدون فاصله آمده بسنده شده است؛ در حالی که در بسیاری از نمونه‌ها بین این دو بخش فاصله می‌افتد و برای دانش‌آموز و حتی معلم این ابهام پیش می‌آید که این موارد را هم جزء فعل‌های مستمر شمرد یا خیر:
    • داشتم به تو فکر می‌کردم که آمدی.
    • او داشت از در وارد می‌شد.
    • دارم به مشکلات جامعه فکر می‌کنم.
    • تو داری به آخر خط می‌رسی.

Continue reading